خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۱۲۷ مطلب با موضوع «اربعین حسینی» ثبت شده است

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


گرچه گاهی با دلم باید نباید می کنی

گرچه گاهی هم مرا در خود مردد می کنی

مطئنم دوستم داری که در هر اربعین

ناز می آیی و راه مرز را سد می کنی

مسافر کربلا

حسین65

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب

 

از آن ساعت که خود را ناگزیر از تو جدا کردم

تو بر نی بودی و دیدی چه‌ها دیدم، چه‌ها کردم

گمان بر ماندن و قبر تو را دیدن نمی‌بردم

ولی فیض زیارت را تمنّا از خدا کردم

مسافر کربلا

حسین64

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


اربعین آمد دلا امروز زینب خسته است

آمده بر کربلا امروز زینب خسته است

در کنار مرقد شش گوشه بنت المرتضی

گویی افتاده ز پا امروز زینب خسته است

مسافر کربلا

حسین63

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


اشک ها فصل تماشاست امانم بدهید

شوق آئینه به چشم نگرانم بدهید

از شما می شنوم عطر گل یاسین را

خاک ها رنگ یقینی به گمانم بدهید

مسافر کربلا

حسین62

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


«چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام» 
«خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام» 
گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد 
قامت خم گشته ای بهر جواب آورده ام 

مسافر کربلا

حسین59

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب

 

یک اربعین برای غمت گریه کرده ام

بی وقفه پای هر علمت گریه کرده ام

در آرزوی آن حرمت گریه کرده ام

با شعر های محتشمت گریه کرده ام

مسافر کربلا

حسین58

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


به لب از آتش دل گفتگوی کربلا دارم

دلی آتشفشان در جستجوی کربلا دارم

نماز عشق را رکعت به رکعت بسته ام قامت

به جای قبله ی جان رو به سوی کربلا دارم

مسافر کربلا

حسین56

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


خیز از جا لحظه ای چشم پر آبم را ببین

سیل اشکم را نگر حال خرابم را ببین

ای که از فرط عطش دیدی فلک را نیلگون

حال چشمی واکن و چشم پر آبم را ببین

مسافر کربلا

حسین55

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


پاییز آمده به سراغ بهارها

سر آمده است حوصلۀ انتظارها

باید کشید جور رسیدن به یار را

باید رسید بر سر کوی نگارها

مسافر کربلا

حسین54

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از جان خود اگر چه گذشتم به راحتی

دل کنده ام ولی ز تنت با چه زحمتی

می خواستم به پات سرم را فدا کنم

اما به خواهر تو ندادند مهلتی

مسافر کربلا

حسین53

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


مظهر صبر خدای حیّ داور زینبم!

یادگار حیدر و زهرای اطهر زینبم!

فتح کردی شام را سنگر به سنگر زینبم!

آمدی همچون علی از فتح خیبر زینبم!

مسافر کربلا

حسین52

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ای مظهر صفات خدا أیها العزیز

ای امتداد نور هدی أیها العزیز

ای که کریم هستی و از نسل ذو الکرام

پر کن دو دست خالی ما أیها العزیز

مسافر کربلا

حسین51

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


سحر چون پیک غم از در درآید

شرار از سینه، آه از دل برآید

مرا از دیدگان، یک کاروان اشک

به شوق پای‏بوس رهبر آید

مسافر کربلا

حسین50

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شکسته بال ترینم، کبود می آیم

من از محلۀ  قوم یهود می آیم

از آن دیار که من را به هم نشان دادند

به دست های یتیمت دو تکه نان دادند

مسافر کربلا

حسین5
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


باران ذکر مرثیه از سر شروع شد

ذکر عزیز حضرت مادر شروع شد

یک چله از وقوع غمِ آسمان گذشت

باز التهاب قلب پیمبر شروع شد

مسافر کربلا

حسین45

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


یک اربعین.. بعد تو هق هق زدم حسین

شعله به غنچه های شقایق زدم حسین

یک اربعین... سرخ... سما... رنگ گشته است

صد رعد و برق در غمت آهنگ گشته است

مسافر کربلا

حسین44

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در این سفر ببین که به پای اراده ام

بال و پری که داشتم از دست داده ام

از بوی دود چادر آتش گرفته ام

بسیار روشن است که پروانه زاده ام

مسافر کربلا

حسین43

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


زینب رسیده از سفر برخیز ارباب

با کاروانی خون جگر، برخیز ارباب

برگشته ام از شام و کوفه، قد خمیده

آورده ام صدها خبر، برخیز ارباب

مسافر کربلا

حسین42

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


امیر قافله غم ز شام می آید

سوار محمل و با احترام می آید

سیاه پوش و عزادار و بی قرار و غریب

به خاک بوسی قبر امام می آید

مسافر کربلا

حسین35

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


کاروانی که سر قبر شما آورده ام

نیمه جان هایی است تا کرب و بلا آورده ام

من نیابت دارم از مادر زیارت آمدم

من وصیت های مادر را به جا آورده ام

مسافر کربلا

حسین33

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بار بگشائید، اینجا کربلاست

 آب و خاکش با دل و جان آشناست

بر مشام جان رسد بوی بهشت

 به به از این تربت مینو سرشت

مسافر کربلا

حسین32

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ای همسفر قرار تو باور نکردنی است!

من، اربعین، کنار تو ، باور نکردنی است!

با نیمه جان مانده خودم را رسانده ام

اینجا، سر مزار تو، باور نکردنی است!

مسافر کربلا

حسین31

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ای غایب از نظر، نظری کن به خواهرت

زینب نشسته بر سر قبر مطهرت

یک اربعین گذشته ولی زنده ام هنوز

قامت خمیده آمده سرو صنوبرت

مسافر کربلا

حسین30

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


اربعین است و دل از سوگ شهیدان خون است

هر که را می‌نگرم غمزده و محزون است

زینب از شام بلا آمده یا آنکه رباب

کز غم اصغر بی‌شیر، دلش پرخون است

مسافر کربلا

حسین29

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بسوز ای دل که امروز اربعین است

عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت

سراسر درسْ بهر مسلمین است

مسافر کربلا

حسین26 

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شکر خدا تمامی ما سینه زن شدیم

با روضه های آل عبا سینه زن شدیم

اصلاً خدا برای همین آفریدمان

قبل از وجود ارض و سما سینه زن شدیم

مسافر کربلا

حسین25
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب

 

کاش‌بودم‌شعله‌تاشمع‌مزارت‌میشدم

چلچراغ‌زائرشب‌زنده‌دارت‌میشدم

کاش‌بودم‌پرچم‌حاشیه‌دارماتمت

تاکه‌زینت‌بخش‌بزم‌سوگوارت‌میشدم

مسافر کربلا

حسین23 

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است

که مرگ سرخ به از زندگى ننگین است

حسین مظهر آزادگى و آزادى است

خوشا کسى که چنینش مرام و آیین است

مسافر کربلا

حسین22

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ما سینه زنان رسم جنون باب نمودیم

جان و سر خود هدیه به ارباب نمودیم

از عمق درون ناله و فریاد نمودیم

با سینه زدن زلزله ایجاد نمودیم

مسافر کربلا

حسین21

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


من گرفتار حسینم چه بود بهتر از این

زار و بیمار حسینم چه بود بهتر از این

می سزد فخر به عالم بکنم زین همه حْسن

که عزادار حسینم چه بود بهتر از این

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما