خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۶۷ مطلب با موضوع «اهل بیت علیهم السلام :: امام رضا علیه السلام» ثبت شده است

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از اباصلت بپرسید چه آمد به سرش

که چرا تیره شده صبح سپید سحرش

برده از مادر مظلومه ی خود ارثیه ای

خم شده مثل قد و قامت مادر کمرش

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


خدای مهربانی هاست سلطانی که من دارم

فدای مهر بسیارش دل و جانی که من دارم

کنارش ذره ی ناچیز چون خورشید می تابد

ندارد هیچ موری این سلیمانی که من دارم

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


عشق رسوایی محض است که حاشا نشود

عاشقی با اگر و شاید و اما نشود

شرط اول قدم آن است که مجنون باشیم

هر کسی در به در خانه ی لیلا نشود

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


 هر خانه‌ ای حالش به مادر بستگی دارد

در این حرم اما به خواهر بستگی دارد

وصل است آب ناب سقاخانه بر جنت

یعنی شفا اینجا به کوثر بستگی دارد

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از کریمان سنگ می خواهیم ما ، زر می رسد

در حرم از آنچه می خواهیم بهتر می رسد

لطف و احسان کریمان را شمردن مشکل است

وقت احسان پشت آن احسان دیگر می رسد

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


زائر شدم از دور و پریشان شدم از دور

مهمان کرمخانه ی سلطان شدم از دور

در شهر خودم وارد صحنت شده بودم

با چشم دلم عاشق باران شدم از دور

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


سفره ات را پهن کردی باز مهمان می رسد

بازهم دارد رعیت نزد سلطان می رسد

تو دعا کن چشم های خشک من هم تر شود

تو بخواهی در بیابان نیز باران می رسد

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


نجل حبل المتین امام رضاست

همه ی حرف دین امام رضاست

گر بپرسی ز کعبه ، می گوید :

قبله ی هفتمین امام رضاست

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


جام ها بی تاب از رزقِ شراب و باده اند

صحن ها بهر حضور سائلان آماده اند

با امید وصلِ این جنت تقلا می کنند

ذره هایی که میان راه ، بین جاده اند

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


 باید برای از تو سرودن وضو گرفت

یک گوشه ای نشست و به لب ذکر هو گرفت

با پای دل مسافر صحن عتیق شد

آنجا ز دست ساقی کوثر سبو گرفت

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بر جان عاشقان ولایت خبر رسید

نوباوه ی بتول به وقت سحر رسید

از برکتش خدا به گدا بیشتر رسید

امشب ز راه زاده ی زهرا اگر رسید ...

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


باید شکست ساغر و از می وضو گرفت

باید ز دست بانی باده سبو گرفت

از عرش آمده است ... زمین آبرو گرفت

هر عاشقی که باده ی خود را از او گرفت ...

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


لیله ی میلاد مسعود ولیّ حق رضاست

پاره ی جسم نبی چشم و چراغ مرتضاست

عالم آل رسول و زاده ی پاک بتول

رهبر ملک قدر فرمانده ی جَیش قضاست

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دل سودا زده سامان نپذیرد هرگز

کافر چشم تو برهان نپذیرد هرگز

آن که بیمار نگاهی شده هنگام سحر

منت مرهم و درمان نپذیرد هرگز

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


تا یوسف اشکم سر بازار نیاید

کالای مرا هیچ خریدار نیاید

در سوز جگر مصلحت ماست که ما را

غیر از جگر سوخته در کار نیاید

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در حرم لب بر لب پیمانه باشد بهتر است

شمع دورش چند تا پروانه باشد بهتر است

 بهتر آن که از در هر خانه نومیدم کنند

دل اگر با غیر تو بیگانه باشد بهتر است

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ای خراسان تو رشک روضه ی رضوان ما

سایه گلدسته هایت بر سر ایران ما

خاک کویت در تمام دردها درمان ما

جان گرفته از نسیم بارگاهت جان ما

مسافر کربلا

 005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


عشق یعنی که به شوق تو به صحرا بزنم

به هوای دل پاک تو به دریا بزنم

عشق یعنی بشوم آهوی آواره‌ ی تو

بدهم دل به صدای خوش نقاره‌ ی تو

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دم نمی‌ فهمد دمی هم بازدم را هیچ‌ وقت 

مردم بی‌ غم نمی‌ فهمند غم را هیچ‌ وقت 

چشم وا کردیم محو گنبدت بودیم باز

ما نفهمیدیم این نوع از کرم را هیچ‌ وقت 

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دل ندارد تاب دوری از وطن را هیچ وقت

سر ندارد طاقت ترک بدن را هیچ وقت

پای تا سر بهجتم در آستان قدس تو

غم نمی فهمد دلیل این سخن را هیچ وقت

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


پیش طبیب هستم و درمان نوشته است

درمان برای من رخ جانان نوشته است

فهمید بی قراری من علتش چه بود

دیدار روی ماه کریمان نوشته است 

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


مطلع شعر اگر شاه خراسان باشد

واژه باید همه جا دست به دامان باشد

لطف این شاه گدا را سر و سامان داده است

پس غمی نیست اگر زلف پریشان باشد

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


این نسخه را بر بال یک پروانه بنویسید

دارو ؟ ... نه در این برگه دارو خانه بنویسید 

مشهد - حرم یک عمر پشت پنجره فولاد

جای مُسکّن هم برایم دانه بنویسید 

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آن خالقی که بر تن بی روح جان دهد

مهر تو رایگان به دل خاکیان دهد

شخص کریم ، جودِ بلاشرط می کند

آری خدا هر آنچه دهد رایگان دهد

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دوری از مقصد برای همْ مسیران بهتر است

پس مسافر گر کند قصد خراسان بهتر است

دوست دارم خاک ایران را ز جانم بیشتر

پیش من امّا شمال شرقی آن بهتر است

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


خانه های آن کسانی می خورد در بیشتر

که به سائل می دهند از هر چه بهتر بیشتر

عرض حاجت می کنم آنجا که صاحبخانه اش

پاسخ یک می دهد با ده برابر بیشتر

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


گریه غوغا می کند ، دل های ویران بیشتر

صحن را پر کرده امشب بوی باران بیشتر

یا تو داری می کشی شعر مرا سمت جنون

یا دل من می زند خود را به توفان بیشتر

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


نیست گاهی ، هیچ راهی ، جز به شاهی رو زدن

با غمی سنگین رسیدن پیش او زانو زدن

ظهرِ گرما ، صحن سقاخانه می چسبد چقدر

ضامن آهو شنیدن ، بعد از آن " یا هو " زدن

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


با تو هوای عالم امکان عوض شده

وجه خدا رسیده و انسان عوض شده

چندین هزار سال خراسان خرابه بود

با تو بهشت گشته ، بیابان عوض شده

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بیمارها دارالشفا را می شناسند

اینجا تمام دردها را می شناسند

اینجا غریب و آشنا فرقی ندارد

اینجا غریب و آشنا را می شناسند

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما