خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۱۸ مطلب با موضوع «شاعران :: علیرضا خاکساری» ثبت شده است

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


قطره به قطره راهی دریا شدن کم نیست

نوکر شدن ، سلمان شدن ، منّا شدن کم نیست

اصلا گدایی همین بانو بزرگم کرد

با دست خالی اینقدر آقا شدن کم نیست

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر بهاری با گل رویش شکوفا می شود 

غنچه با لبخند معصومانه اش وا می شود

" تین " و " زیتون " را میان گلشنش می پرورد

هر چه می خواهی در این گلخانه پیدا می شود 

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


چه می شود که مرا هم صدا کنی شب دوم

خودت بساط عزا را به پا کنی شب دوم

منی که توبه نمودم ز معصیت شب اول

چه می شود که برایم دعا کنی شب دوم

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بیا بیا دلمان را تکان بده شب اول

بیا و رزق فراوان مان بده شب اول

همیشه شرط وصال شما طهارت نفس است

برای توبه نمودن زمان بده شب اول

05

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


غروب شد ؛ لک صُمنا در این سرا پیچید

میان خانه ی دل عطر ربنا پیچید

در این بهار مناجات عاشقان هر شب

" نصبتُ وجهیِ " سائل به هر کجا پیچید

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


چه می فهمم من از درد و مصیبت های در زندان 

که می خواهم بخوانم روضه ی آقای در زندان 

فقط این را بگویم فکر و ذکر دخترش این است

چه آید نیمه شب ها بر سر بابای در زندان 

مسافر کربلا

016

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شور میان مثنوی و مستزادها 

مضمون ناب دفتر شعر فواد ها 

در مکتب تو شاعر أمی قبول نیست ؟؟

دل بسته اند بر قلمت بی سواد ها 

مسافر کربلا

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


امشب دوباره شاعرت لوح و قلم دارد ، علی !

بر دوش هر قافیه اش چندین علم دارد ، علی !

در ای نکه من دیوانه ام ، عبد در میخانه ام

شمعی و من پروانه ام ، جای قسم دارد علی ؟

مسافر کربلا

017

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شب عید است و پر در آوردم

ز غزل خانه سر در آوردم

تا به عشقش ترانه بنویسم

دو سه تا لوح و دفتر آوردم

مسافر کربلا

016

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


من مریدم شما همیشه مراد

کرمت را نمی برم از یاد

می سرایم در این شب میلاد

قُل أَعوذُ بِرَبِّ جود و جواد

مسافر کربلا

015

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شکرلله که همه شیعه ی اثنی عشریم

به گدایی در خانه ی تو مفتخریم

تو ز آن طایفه ای که همه دلدار شدند

ما همان طایفه ی سینه زن در به دریم

مسافر کربلا

017

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


یک سبد یاس در بغل دارم

آسمانی پر از غزل دارم

غزل از جنس لیلی و مجنون

مثنوی های بی مثل دارم

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در را شکستند

با کینه توزی قلب حیدر را شکستند

ای اهل عالم

آیینه ی روی پـیـمـبـر را شکستند

مسافر کربلا

011

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دنیای با حضور تو زیباست واقعا

قطره کنار چشم تو دریاست واقعا

شاعر به عشق روی شما خط خطی کند!

اینجا قلم به شوق تو برپاست واقعا

مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب

 

گنبد ندارد

نام و نشانی بر روی مرقد ندارد

ای گریه کن ها!

سنگ مزار و پرچم گنبد ندارد

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


کاف و ها و یا و عین و صاد یعنی کربلا

پایتخت دل ؛ حسین آباد یعنی کربلا

پابرهنه می روم سوی حریم پاک یار

در حقیقت محور " بالواد ..." یعنی کربلا

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر صبح و ظهر و شام و سحر ضجه میزنی 

همراه اشک و سوز جگر ضجه میزنی 

سجاد خانواده ای و وقت نافله 

بر آخرین نماز پدر ضجه میزنی 

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در انتظار تو چشمم پر آب شد شب سوم

نیامدی جگر من کباب شد شب سوم

اگر غلط نکنم هر دومان بناست بسوزیم

دلم ز داغ عظیمی مذاب شد شب سوم

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما