خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۱۰۶ مطلب با موضوع «شاعران :: علی اکبر لطیفیان» ثبت شده است

014

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شکر خدا دعای سحرها گرفته است

دست مرا کرامت آقا گرفته است

شکر خدا که چشم همیشه حسینی ام

اشکی برای روز مبادا گرفته است

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


‏وقتی نفس گرفته ، دلم در هوایتان

‏یعنی منم که زنده ام از اشک هایتان

‏داوود من ! دوباره بخوان تا که عالمی

‏ایمان بیاورد به طنینِ صدایتان

مسافر کربلا

014

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر کسی خواسته باشد به خدایی برسد

باید از کشتی تو راهنمایی برسد

نه فقط فطرس پر سوخته ی تو حتی

بی تو جبریل محال است به جایی برسد

مسافر کربلا

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


جز رحمت چشمان تو ، دنیا چه می خواهد

تشنه به غیر آب ، از دریا چه می خواهد

حالا که موسایم شدی راهی نشانم ده

غیر از نجات ، این قوم از موسی چه می خواهد

مسافر کربلا

015

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


فیض روح القدس عالم معنا زهرا

تا به معراج کشانده ست نبى را زهرا

مصطفى خواسته اش خواستن فاطمه بود

رفت معراج که آخر برسد تا زهرا

مسافر کربلا

025

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آسمان ساز ، ملک ساز ، کبوتر ساز است

دست بر هر ملکى که بزند پر ساز است

مادرى بود که در غالب دختر آمد

چون نمی خواست بفهمند پیمبر ساز است

مسافر کربلا

014

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


همه تسبیح به‌ دستند به تسبیحاتش

همه تفسیر به‌ دستند پى آیاتش

باطنش جاى خودش ، ظاهر او هم سِر است

ما تماماً همه محویم ، تماماً ماتش

مسافر کربلا

013

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


گره به کار فتاده ، گره گشاى همه

صدات می زنم اى " اسمه دوا " ى همه

اگر غلام تو هستند من غلام همه

اگر گداى تو هستند من گداى همه

مسافر کربلا

015

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بر روی دستم غیر خاکستر نیاوردم

شرمنده ام حالا که بال و پر نیاوردم

تو بی محلی کردی و من ریختم در خود

اما صدایش را همیشه در نیاوردم

مسافر کربلا

029

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر که با زهراست احساس سخاوت می کند

مور این وادی سلیمان را ضیافت می کند

دست پخت فاطمه نان است و نانش جذبه است

هر که شد یکبار سائل کم کم عادت می کند

مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


نوشته اند دلم را برای خون جگری

بدون گریه زمانه نمی شود سپری

نیازمند تکامل به گریه محتاج است

درخت آب ندیده نمی دهد ثمری

مسافر کربلا

011

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ذکر هوالمعشوق هنگام سحر داریم ما

از دولت عشق است اذکارى اگر داریم ما

هر کس که با ما می نشیند زود عاشق می شود

خیلى براى این محلّه دردسر داریم ما

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در سیر او جبریل هم بال و پرش ریخت

وقت طواف چهارمش خاکسترش ریخت

فطرس شد و غسل تقرب کرد روحش

هر کس که خاک چادرش را بر سرش ریخت

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


نیاز داشت چو طفل رباب ، جو به عمو

سپرد علقمه چون تشنه ها گلو به عمو

به سمت رود که دریا نمی رود ، باید

که علقمه برسد بعد جستجو به عمو

مسافر کربلا

017

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


عاشقانت می فروشند عیش را ، غم میخرند

دل به پاى روضه می ریزند ماتم میخرند

باز هم شیر حلال مادران تاثیر کرد

بچه ها دارند از بازار پرچم میخرند

مسافر کربلا

008

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


تن که بیمار طبیبان شد دچارش بهتر است

دل که نذر کربلا شد بی قرارش بهتر است 

بردن چیزی به دربار کریمان خوب نیست

سائل آقا شدن اصلا ندارش بهتر است 

مسافر کربلا

04

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر وقت حرف دیدن یار است لن هم هست

دل کندن از دلبستگی ها ، از وطن هم هست

گفتم همه جمعند شاید جاى من هم هست

مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


کار من نیست که بنشینم و املات کنم

شان تو نیست که در دفترم انشات کنم

عین توحید همین است که قبل از توبه

باید اول برسم با تو مناجات کنم

مسافر کربلا

005 

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


مرهم حریف زخم زبان ها نمی شود

اصلاً جگر که سوخت مداوا نمی شود

گریه مکن بهانه به دست کسی مده

با گریه هات هیچ مدارا نمی شود

مسافر کربلا

013

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


اگر تو را نداشتم ، بدان خدا نداشتم

آری خدا نداشتم ، اگر تو را نداشتم

نبود اگر کرامتت ، نبود اگر طبابتت

هزار درد داشتم ولی دوا نداشتم

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از کریمان سنگ می خواهیم ما ، زر می رسد

در حرم از آنچه می خواهیم بهتر می رسد

لطف و احسان کریمان را شمردن مشکل است

وقت احسان پشت آن احسان دیگر می رسد

مسافر کربلا

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


وقتی در این طریق دویدن به من رسید

بینِ همه تو را طلبیدن به من رسید

از راه هر زمان که رسیدی به من برس

حالا که قرعه ی نرسیدن به من رسید

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


حرم امن تو کافی است هراسان شده را

مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت

تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


مباد آن که عبای تو یک کنار بیفتد

میان راه ، تن تو بی اختیار بیفتد

تورا خمیده خمیده میان کوچه کشیدند

که آبروی نجیبت از اعتبار بیفتد

مسافر کربلا

013

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


چیزی به جز نامت برای ما سند نیست

جز حرف عاشق هیچ چیزی مستند نیست

این خانه لو رفته ست در جمع گدایان

اینجا کسى که دست خالى می رود نیست

مسافر کربلا

01

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


یک قطره اشک شرم مرا " یم " حساب کرد

کوثر حساب کرد ، و زمزم حساب کرد

آه یکى گرفت ، به پاى همه نوشت

ما با هم آمدیم که با هم حساب کرد

مسافر کربلا

013

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


روزگارم با غلامى على سر می شود

هر که را دیدم على را دیده نوکر می شود

بنده زاده بنده اى دارم که دارد مثل من

چاکرى از چاکران کوى حیدر می شود

مسافر کربلا

01

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


حتى اگر نبخشد ، این چشم تر می ارزد

این دور هم نشینى وقت سحر می ارزد

جاى گدا نشستن در خانه ى کرم نیست

هر وقت می نشیند در پشت در می ارزد

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


کار دارند عاشقان با شب

بهترین فرصت تمنا شب

مزد امشب نماز فردا شب

من مناجات مى کنم با شب

مسافر کربلا

012

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در این زندان که ره بسته است پرواز صدایم را

نمی بینم کسی را جز خودم را و خدایم را

سرم را می گذارم روی زانوهای لرزانم

یکایک می شمارم غصه های زخم هایم را

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما