خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۱۶ مطلب با موضوع «شاعران :: مجید تال» ثبت شده است

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


من که جبریل نیستم بانو

از تو گفتن برای من سخت است

کار هر کس نبود کار تو بود

مادر فاطمه شدن سخت است

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از قرائن این چنین پیداست در را دیده است

ما شنیدیم ، او ولیکن چل نفر را دیده است

قبل ضربت خوردن مولا و شاید قبل تر

بارها در کوچه ها داغ پدر را دیده است

مسافر کربلا

020

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از آن چه در دو جهان هست بیشتر دارد

فقط خداست که از کار او خبر دارد

 یکی برای علی ماند و آن یکی همه بود

اگر چه لشکر دشمن چهل نفر دارد

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


سعی دارد کودکش را در عبا پنهان کند

باید او تن را جدا ؛ سر را جدا پنهان کند

گریه ی اصغر ، صدای هلهله ، با تیر خود

حرمله باید صدا را در صدا پنهان کند

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


رضا نشست و به معصومه اش نگاه انداخت

چنان که چشمه ی ذوق مرا به راه انداخت

خدا چه خوب ادا کرده حق مطلب را

به نام فاطمه آورده است زینب را

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


داشت آن روز زمین قصه ای از سر می خواند

قصه ی دیگری از یاس معطر می خواند

رخ مولود چنان با رخ مادر می خواند

که پدر زیر لبی سوره ی کوثر می خواند

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


روزی شعر من امشب دو برابر شده است

چون که سرگرم نگاه دو برادر شده است

چون که بانوی کلابیه پسر آورده

چشم وا کن ، پدر خاک قمر آورده

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب

به اوج می برد امشب مرا هوای شما

که عشق را بنویسم، فقط برای شما

نگاه می کنم این جا به رد پای شما

و می رسم به خدا ، تا خدا، ... خدای شما

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


می نویسم سر خط نام خداوندِ رضا

شعر امروز بپرداز به لبخند رضا

آن که با آمدنش آمده محشر چه کسی ست ؟

از تو در آل نبی با برکت تر چه کسی ست ؟

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دوباره آمده ام تا به من بها بدهی

مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی

گره به کار من افتاده اِی کلید بهشت

خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از خدا آمده ام تا به خدا برگردم

پس چرا از سفر کرب و بلا برگردم؟

می روم پشت سرم آب مریز ای مادر

وطن مادری آنجاست ، چرا برگردم؟

مسافر کربلا

01

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


اگرچه عشق هنوز از سرم نیفتاده

ولی مسیر من و او به هم نیفتاده 

به خواب سخت فرو رفته پای همت من

وگرنه اسم کسی از قلم نیفتاده

مسافر کربلا

01

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


پای مرا به مجلس آقا کشید و رفت

دیوانه ای که از قفس آخر پرید و رفت

دلگیر بود، طعنه ی ما را شنید و رفت

شکر خدا که فاطمه او را خرید و رفت

مسافر کربلا

1

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


تا کی به تو از دور سلامی برسانم

از تو خبری نیست برادر نگرانم

در می زند اینبار کسی...از  هیجانم...

شاید که تو برگشته ای ، ای پاره جانم

مسافر کربلا

حسین61

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از سرِ ناقه ی غم شیشه ی صبر افتاده

همه دیدند که زینب سر قبر افتاده

چشم او در اثر حادثه کم سو شده است

کمرش خم شده و دست به زانو شده است

مسافر کربلا

حسین3

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


با دست بسته هست ولی دست بسته نیست

گر چه سرش شکسته ولی سرشکسته نیست

هرچند سربه زیر... ولی سرفراز بود

زینب قیام کرده چون از پا نشسته نیست

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما