خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۶۷ مطلب با موضوع «شاعران :: محمد جواد شیرازی» ثبت شده است

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


تا اشک هست در بصرم گریه می کنم

با این توان مختصرم گریه می کنم

تنها نه با دو چشم ترم گریه می کنم

با خون مانده بر جگرم گریه می کنم

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


من را به جز خیالت فکری دگر نباشد

دردِ فراق ، شرحش این مختصر نباشد

صحن و سرایت آقا ، خواب از سرم ربوده

هر شب به جز حریمت فکری به سر نباشد

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


" خواب یاران " " استخوانِ در گلو " یعنی همین

غافلیم و حاصل دوری از او یعنی همین

عمرمان طی شد به فکر آرزوهای بلند

سُکر جهل آرزو در آرزو یعنی همین

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


تاب و تبم ، ذکر لبم هر دم رقیه است

زیباترین نامِ در این عالم رقیه است

از فتنه های این زمانه در امانم

تا آن زمان که محور دینم رقیه است

مسافر کربلا

013

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هوای قلب حسینی ؛ دو چشم بارانی است

هوای میکده از نام دوست رحمانی است

گرفته شور محبت همه وجودم را

جدایی من و عشق حسین ویرانی است

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بر هم نزن نماز مرا ، بی هوا نزن

حالا که می زنی ، جلوی آشنا نزن

سجاده و عبای مرا می کِشی ، بکش

اما لگد به تربت کرب و بلا نزن

مسافر کربلا

04

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر کس برای توبه مصمم نمی شود

با صد هزار موعظه آدم نمی شود

امروز اگر که فرصت توبه هدر دهیم

فردا همین مجال فراهم نمی شود

مسافر کربلا

01

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در سینه مانده آهم ، خیلی دلم گرفته

خسته از اشتباهم ، خیلی دلم گرفته

بر نفس خود اسیرم ، از شرم سر به زیرم

از بس که رو سیاهم خیلی دلم گرفته

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


فکری برای وضع بد این گدا کنید

باشد قبول من بدم اما دعا کنید

هر کار می کنم دلم احیا نمی‌شود

قرآن به نیت من بیچاره وا کنید

مسافر کربلا

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بدون عشق دلسردم ، کمی آقا نگاهم کن

سرا پا غصه و دردم ، کمی آقا نگاهم کن

درختی بی ثمر هستم ، برایت دردسر هستم

خزانم ... شاخه ای زردم ، کمی آقا نگاهم کن

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


گناه ، پشت گناه و گناه ، پشت گناه

چه توبه ای ؟! که فقط هست آه ، پشت گناه

جوانی است زمان رسیدن به خدا

جوانی ام همه اش شد تباه ، پشت گناه

مسافر کربلا

028

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


حال ما را گاه گاهی باده می ریزد به هم

گاه گاهی تربت سجاده می ریزد به هم

هر کجایی می رسم می گویم از آقایی اش

عالمی را عبد نوکر زاده می ریزد به هم

مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بی جانم و جان می شود موسی بن جعفر

در جانم ایمان می شود موسی بن جعفر

تا بر لبم گل می کند " باب الحوائج "

بانی احسان می شود موسی بن جعفر

مسافر کربلا

014

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بسم حق ، بسم محمد ، بسم سلطان نجف

سینه ام آتش گرفت از داغ هجران نجف

تشنه ام من تشنه ی خورشید تابان نجف

" گر زبانزد هست گرمای بیابان نجف

می ‌دمد خورشید از چاک گریبان نجف "

مسافر کربلا

06

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از دلم زنجیر عشق این و آن را باز کن

من به پایان آمده کارم ، خودت آغاز کن

شوق وصل تو مرا کشته است بس کن ای حبیب

با دلم بازی نکن این قدر ؛ در را باز کن

مسافر کربلا

027

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


مثل ابر بهار می بارم ، رحم کن بر دل علی زهرا

چاره ی لحظه های دشوارم ، رحم کن بر دل علی زهرا

اندکی تا دم سحر مانده ، تازه آغاز دردسر مانده

لحظه ها را چگونه بشمارم ؟! رحم کن بر دل علی زهرا

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


روزی ام را روزگارم تا که آجر می کند

ظرف خالی مرا صاحب زمان پر می کند

من کمی سختی که می بینم شکایت می کنم

آدم عاقل ولی اول تفکّر می کند

مسافر کربلا

011

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


گدای اهل بیت تا به آستانه می رسد

عطا و لطف هل اتی ز هر کرانه می رسد

چرا دو دست ما به سوی دشمنان دراز شد ؟!

مگر که رزق و روزی از سوی سما نمی رسد ؟

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هرچه بد تا می کنم با من مدارا می کنی

 از سر لطف و کرم با بی حیا تا می کنی

حاجتم را می دهی تا من تقاضا می کنم

دردهایم را خودت فوراً مداوا می‌کنی

مسافر کربلا

015

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شب جمعه است هوایت نکنم می میرم

یادی از صحن و سرایت نکنم می میرم

ناله و شِکوه حرام است بر عشّاق ولی 

از فراق تو شکایت نکنم می میرم

مسافر کربلا

008

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


غربت کشیده آشنایش فرق دارد

آهش ... صدایش ... گریه هایش فرق دارد

فهمیده هر کس ذره ای دوری چشیده

هجران زده حال و هوایش فرق دارد

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


اشکم دو چشمه بر لب مژگان درست کرد

در خشکسال عاطفه باران درست کرد

بشکن دل مرا که شکایت نمی کنم

کار مرا همین دل ویران درست کرد

مسافر کربلا

008

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


نامحرم آوردم دل و محرم گذشتم

بر دل نوشتم : " دوستت دارم ... " گذشتم

عشق است و عاشق هر چه دارد نذرِ عشق است

از مادرم ، دار و ندارم هم گذشتم

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آن کعبه ای که صاحب کعبه دچارش شد

قسمت نشد حاجی شود ، حق بی قرارش شد

یک روز بین شیرها الله اکبر گفت

شیر درنده محو او گشت و دچارش شد

مسافر کربلا

05

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


غصه میان سینه ی ما جا گرفته

ظلم و جنایت کلّ دنیا را گرفته

غربت میان شیعیان بالا گرفته

امروز قلب یوسف زهرا گرفته

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ماه صفر تمام شد اما عزا به پاست

این هفته هفته ی غم اولاد مصطفاست

جایِ غدیر را سخن دشمنان گرفت

این بدعتی که شد خودش آغاز ماجراست

مسافر کربلا

008

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آن که سائل از عطایایش تحیر می کند

غربت و غم سینه اش را روز و شب پر می کند

می رود مسجد به منبر سَبّ حیدر می کنند

بین کوچه می رسد با خود تفکر می کند

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب 


باید سرود از حلم زینب ایها الناس

باید که گفت از رکن مذهب ایها الناس

با اشک چشمم در مقاماتش نوشتم :

" استاد بی همتای مکتب " ایها الناس

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


مثل شمعی به روی خاک چکیدن سخت است

با پر و بال پر از زخم پریدن سخت است

تا چهل سال فقط آه کشیدن سخت است

یاد گودال و حرم جامه دریدن سخت است

مسافر کربلا

024

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از غم هجر کنم ترک جماعت گاهی

می زند بر دل من شور محبت گاهی

شب جمعه شد و یاد حرمت افتادم

می چشم از غم هجران تو تربت گاهی

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما