خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۵۱ مطلب با موضوع «شاعران :: یوسف رحیمی» ثبت شده است

022

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در هر مصیبت و محنی فَابکِ لِلحُسَین

در هر عزای دل‌ شکنی فَابکِ لِلحُسَین 

در خیمه‌ ی مراثی و اندوه اهل‌ بیت

قبل از شروع هر سخنی فَابکِ لِلحُسَین

مسافر کربلا
003
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب

بین نماز ، وقت دعا گریه می کنی

با هر بهانه در همه جا گریه می کنی

در التهاب آهِ خودت آب می شوی

می سوزی و بدون صدا گریه می کنی

مسافر کربلا

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


چشم هایت اگر چه طوفانی

قلبت اما صبور و آرام است

شوق پرواز در دلت جاری ست

شب اندوه رو به اتمام است

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در سایه سار کوکب موسی بن جعفریم

ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم

فیضش به گوشه گوشه‌ ی ایران رسیده است

یعنی گدای هر شب موسی بن جعفریم

مسافر کربلا

015

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بالاتری ز مدح و ثنا أیّها النّقی

ابن الرضای دوم ما أیها النقی 

با حبّ تو عبادت ما عین بندگی ست

هادیّ آل فاطمه یا أیّها النّقی 

مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


چشم هایت فرات دلتنگی

اشک هایت تلاطم غم هاست

حال و روز دل شکسته ی تو

از نگاه غریب تو پیداست

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در علم و فضیلت و ادب دریایی

در عصمت و صبر و حلم بی همتایی

سجاده‌ ی تو شمیم کوثر دارد

تو آینه‌ ی ‌حقیقی زهرایی

مسافر کربلا

014

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


موّاج می شویم و به دریا نمی رسیم

پرواز می شویم و به بالا نمی رسیم

این بال ها شبیه وبالند ، ابترند

وقتی به سیر عالم معنا نمی رسیم

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ابری شده است حال و هوای نگاهتان

بغض غروب می چکد از هر پگاهتان

دلتنگیِ غمی چقدر موج می زند

در اشک های نیمه شبِ گاه گاهتان

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


خورشید سر زد از سحرت أیها الغریب

از سمت چشم های ترت أیها الغریب

تو ابر رحمتی که به هر گوشه سر زدی

باران گرفت دور و برت أیها الغریب

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر عاشقی ست در طلبت أیها الرّسول

اَلجَنَةُ لَهُ وَجَبَت أیها الرّسول

عالم هنوز تشنه ی درک حضور توست

أرض و سماست در طلبت أیها الرّسول

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


عشقت مرا دوباره از این جاده می‌برد

سخت است راه عشق ولی ساده می‌برد

پای پیاده آمدم و شوق وصل تو

من را اگر چه از نفس افتاده ، می‌برد

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ذکر مصیبت می‌کند : الشام الشام

تا یاد غربت می‌کند : الشام الشام


منزل به منزل درد و داغ و بی کسی را

یک جا روایت می‌کند : الشام الشام

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


وقت است که از چهره ی خود پرده گشایی

«تا با تو بگویم غم شب های جدایی»

اسپندم و در تاب و تب از آتش هجران

«چون عودم و از سوختنم نیست رهایی»

مسافر کربلا

012 

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


مولا برای از تو سرودن غزل کم است

تلمیح و استعاره ، مجاز و بدل کم است

قرآن ناب ، لایق وصف مقام توست

شعر و حدیث و قصه و ضرب المثل کم است 

مسافر کربلا

 

011

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم بود

غریب شهرِ خودش نه ، غریب عالم بود

چقدر روضه ی کرب و بلا به پا می داشت !

به روی سر در خانه همیشه پرچم بود !

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شب جمعه به لب نوا دارد

نفسش بوی کربلا دارد

به روی سر در حسینیه اش

پرچم صاحب اللوا دارد

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


مرگ خود را اگر این گونه تمنا دارد

سالیانی ست که در دل ، غم زهرا دارد

روضه ی فاطمیه ، روضه ی معمولی نیست

شرح دوران غریبی‌ ست که مولا دارد

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


امشب فرشتگان خدا سوگوار تو

پر می کشند گریه کنان تا دیار تو

هم ناله با دل همه ی آسمانیان

جبریل روضه خوان شده بانو کنار تو 

مسافر کربلا

 06

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دردا که مثل میثم و سلمان نمی‌ شویم

سلمان شدن که هیچ ، مسلمان نمی‌ شویم 

وقتی که غرق سستی و جهل و تغافلیم

لبریز استجابت و ایمان نمی‌ شویم 

مسافر کربلا

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در آسمان نگاهش بهشت منزل داشت

بهشت روشنی از آن همه فضائل داشت

شکوه و هیبت و حسن و ملاحتش بی مثل

عجب جمال و جلالی در آن شمایل داشت

مسافر کربلا

حسین1

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


تا آبشار زلف تو را شب نوشته اند

ما را اسیر خال روی لب نوشته اند

در اعتکاف گیسوی تو سالهای سال

مشغول ذکر و سجده و یا رب نوشته اند

مسافر کربلا

3

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آیه آیه همه جا عطر جنان می آید

وقتی از حُسن تو صحبت به میان می آید 

جبرئیلی که به آیات خدا مأنوس است

بشنود مدح تو را با هیجان می آید 

مسافر کربلا

1

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آمدی و بهشت را با خود

به دل این کویر آوردی

کوثرانه قدم زدی در شهر

خیرهای کثیر آوردی

 

مسافر کربلا

6

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


رسانده ام به حضور تو قلب عاشق را

دل رها شده از محنت خلایق را

دلی که پر زده تا آستان احسانت

که غرق نور اجابت کنی دقایق را

مسافر کربلا

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آیه آیه همه جا عطر جنان می آید

وقتی از حُسن تو صحبت به میان می آید

جبرئیلی که به آیات خدا مانوس است

بشنود مدح تو را با هیجان می آید

مسافر کربلا

 2

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


خورشید سر زد از سحرت أیها الغریب

از سمت چشم های ترت أیها الغریب

تو ابر رحمتی که به هر گوشه سر زدی

باران گرفت دور و برت أیها الغریب

مسافر کربلا

6

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


قصه از ابتدای مدینه شروع شد

در بین کوچه های مدینه شروع شد

داغی دوباره بر جگر درد و غم زدند

آری دوباره حادثه ای را رقم زدند

مسافر کربلا

2

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب

 

چشمی که در مصیبتتان تر نمی شود

شایسته شفاعت حیدر نمی شود

چشم همیشه ابریتان یک دلیل داشت

هر ماتمی که ماتم مادر نمی شود

مسافر کربلا

6

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


 آمدی با تجلیّ توحید

به زمین آوری شرافت را

ببری از میان این مردم

غفلت و کفر  و جاهلیت را

 

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما