خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۳ مطلب با موضوع «شاعران :: رضا دین پرور» ثبت شده است

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


گرچه من را می توانی زود از سر وا کنی

تا سحر این پا و آن پا می کنم در وا کنی

آمدم دیگر بمانم پس مرا بیرون نکن

مشت خاک آورده ام که کیسه ی زر وا کنى

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


گریه آیین ربنایی‌ هاست

شرح منظوم نینوایی‌ هاست

همه حرفش غم جدایی‌ هاست

چاره ی درد بی‌ دوایی‌ هاست

گریه روزی ماورایی‌ هاست

 

همه‌ ی سرپناهمان اشک است

تا ابد تکیه‌گاهمان اشک است

در مسیریم و راهمان اشک است

شیعه‌ ایم و سلاحمان اشک است

اشک ، سجاده ی خدایی‌ هاست

 

در اِزای دعا دوا کردند

گره‌ ها کور بود ، وا کردند

چقدر لطف‌ ها به ما کردند

شهر را صحن کربلا کردند

عشق ما هم به این گدایی‌ هاست

 

چه کسی گفته بی‌کس‌ و کاریم ؟

ما گداها حسین را داریم

به نگاهش همه گرفتاریم

این که غم را فقط خریداریم

حُسن این طور آشنایی‌ هاست

 

آیه ی بی غلط حسین حسین

سند خط به خط حسین حسین

اسم اعظم فقط حسین حسین

عشق ما این وسط حسین حسین

دل به او بستن از رهایی‌ هاست


تیر و ترکش ؛ مرام داعش نه

اهل حقیم ، اهل خواهش نه

حرف داریم ، با نوازش نه

مرد جنگیم ، میز سازش نه

کار در دست کربلایی‌ هاست

 

همگی عشق پنج‌ تن داریم

از لباس عزا کفن داریم

پرچم سبز یا حسن داریم

در یمن نیز هم وطن داریم

عشق بالاتر از کجایی‌ هاست

 

آسمان رد پای ما را دید

سند روضه‌ های ما را دید

مقتل کربلای ما را دید

چشم دنیا ، مِنای ما را دید

فاطمه مادر مِنایی‌ هاست

 

گریه کردیم بی‌ صدا امروز

مثل جانباز کربلا امروز

سوختیم از دم هوا امروز

گفت آقا : غم مِنا امروز

قصه ی تلخ شیمیایی‌ هاست

 

بار دادند ، بار عام حسین

نقش سربند ماست نام حسین

منطق ما شده کلام حسین

شرط برجام ماست جام حسین

فتح ما پشت سر جدایی‌ هاست

 

حرف تحریم درخور ما نیست

چقدر حرفِ این که فردا نیست

گوش ما بر کلام دنیا نیست 

به لب سید خراسانی‌ ست

گرچه دوران بی‌ وفایی‌ هاست

 

در طریقت ادا نباید داشت

سنگری از ریا نباید داشت

وحدتی غیر ما نباید داشت

چشم بر کدخدا نباید داشت

دوره ی ختم کدخدایی‌ هاست

 

نور داریم و منجلی هستیم

گرچه بی سرصدا ، ولی هستیم

پای دین بی‌ معطلی هستیم

" همدانی " این علی هستیم

شب هشتم شب فدایی‌ هاست


قدمی زد ، قد حرم خم شد

احمد کربلا معمم شد

خیمه‌ها بی رسول اعظم شد

روزگار حسین در هم شد

وقت معراج مصطفایی‌ هاست

 

در گلو لشکری صدا انداخت

تن او را جدا جدا انداخت

شاه را داغ او ز پا انداخت

آمد و بر زمین عبا انداخت

این عبا ارث مرتضایی‌ هاست


خم شده قدم اکبرم برگرد

خیز از جا سنوبرم برگرد

خبرت رفته تا حرم برگرد

دست در دست خواهرم برگرد

حرفم آغاز بى حیایى هاست




مسافر کربلا

015

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


زندگی ارزش ندارد بی ولای فاطمه

قلبم آرامش ندارد بی ولای فاطمه

در سماوات و زمین گر نور می بینی از اوست

مهر و مه تابش ندارد بی ولای فاطمه

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما