خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

033

جهت دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 

مسافر کربلا

032

جهت دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


قصه ی هیچ کسی مثل من آغاز نشد 

هیچ کس مثل من اینگونه سرافراز نشد 

هیچ عاشق پی معشوق خود اینقدر نرفت 

هیچ عشقی به نگار اینقدَر ابراز نشد 

مسافر کربلا

031

جهت دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 

مسافر کربلا

008

جهن دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 

مسافر کربلا

015

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ما گره خورده به گیسوی حسینیم فقط

در کمند خم ابروی حسینیم فقط

هر که با هر چه که مست است خودش می داند

ما که مست رخ دلجوی حسینیم فقط

مسافر کربلا

002

جهت دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 


مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


به آشنا نگه آشنا نمی افتد ؟!

چرا به ما گذر هل اتی نمی افتد ؟!

قسم به سوره ی یس ، به فجر و اعطینا

که لحظه ای دلم از تو جدا نمی افتد

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


غصه و غم خلق شد کل جهان را غم گرفت

از غم تو قلب مخلوقات در عالم گرفت

قبل خلقت روضه خواند و در گل آدم دمید

پس خدا اول برای روضه ی تو دم گرفت

مسافر کربلا

024

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از غم هجر کنم ترک جماعت گاهی

می زند بر دل من شور محبت گاهی

شب جمعه شد و یاد حرمت افتادم

می چشم از غم هجران تو تربت گاهی

مسافر کربلا

018

جهت دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 

مسافر کربلا

007

جهت دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 

مسافر کربلا

022

جهت دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 

مسافر کربلا

019

جهت دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 

مسافر کربلا

011

جهت دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید

مسافر کربلا

030

جهت دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 


مسافر کربلا

017

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


عاشقانت می فروشند عیش را ، غم میخرند

دل به پاى روضه می ریزند ماتم میخرند

باز هم شیر حلال مادران تاثیر کرد

بچه ها دارند از بازار پرچم میخرند

مسافر کربلا

015

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


برگ سبز درخت یاسینیم

دست پرورده های آمینیم

وقف این آسمان شش گوشه

وقف این بارگاه دیرینیم

مسافر کربلا

014

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


خودم را از اول ، دوباره کشیدم

نشستم برایت ستاره کشیدم

کمی گریه کردم و پایین چشمم

نشستم دو تا راه چاره کشیدم

مسافر کربلا

013

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از محرّم ، حرمی دور و برِ ماه کشید

از دو چشم من و تو تا حرمش راه کشید

در کویر من و تو روضه گرفت و آنگاه

آب شیرین حیات از دل این چاه کشید

مسافر کربلا

011

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هیئت " بهشت خانه " ی سر سبز ایل ماست

که در کنار زمزمه ی رود نیل ماست

اینجا دل شکسته حرم دارد و حسین

اینجا کبوترِ دل ما جبرییل ماست

مسافر کربلا

010

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


رنگ عالم شد سیاه

در جهان عاطفه پیراهن غم شد سیاه

تکیه تکیه یا حسین

در غمت پیراهن این شهر کم کم شد سیاه

مسافر کربلا

003

جهت دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 

مسافر کربلا

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


باز ده‌ شب می‌ شوم بارانی از غم‌ های تو

باز اشک گریه‌ کن‌ ها پای ماتم‌ های تو

این دهه در خانه‌ اش مهمان زهرا می‌ شویم

مادرت بانی‌ ست پایان محرم‌ های تو

مسافر کربلا

008

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


فرقی ندارد که جهنم یا بهشت است 

هر جا که می گویم حسین ؛ آنجا بهشت است

هر روز از این روضه به آن روضه دویده 

حق دارد آن که گفته این دنیا بهشت است

مسافر کربلا

044

جهت دریافت فایل صوتی و مشاهده ی متن اشعار به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 


مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر کس که در این روزها باران ندارد

روز قیامت چهره ای خندان ندارد

هر کس به خاک کربلا سجده نکرده

گل هم که باشد ریشه در گلدان ندارد

مسافر کربلا
004
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب

داغی که ز عشق تو مقدّر شده باشد

تأثیر کند گرچه که محشر شده باشد

در خون ضعیفان مدوان تیغ که دارند

آهی که به شمشیر برابر شده باشد

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


گر کربلا نبود ، زمین عزتی نداشت

دیر و کنشت و صومعه هم ، حرمتی نداشت

روزی که آدم از غم ارباب گریه کرد

دیگر به باغ های جنان رغبتی نداشت

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


چه می شود که مرا هم صدا کنی شب دوم

خودت بساط عزا را به پا کنی شب دوم

منی که توبه نمودم ز معصیت شب اول

چه می شود که برایم دعا کنی شب دوم

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما