ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
حاصل جبر روزگارت بود
کم اگر دیده ای پیمبر را
کی فراموش میکنی بانو
خاطرات کبود مادر را

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
حاصل جبر روزگارت بود
کم اگر دیده ای پیمبر را
کی فراموش میکنی بانو
خاطرات کبود مادر را
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
نگاه آسیه ها محو در قداست اوست
حیا، ادب شده ی مکتب نجابت اوست
به شأن و رتبه ی او غبطه میخورد مریم
دلیل این سخنم جایگاه عصمت اوست
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
سنگ فیروزه ز نیشابور باشد بهتر است
با تو این ویرانِ دل ، معمور باشد بهتر است
حرفتان نور است و جایش در میان سینه است
هرچه این دل ، بیشتر پر نور باشد بهتر است
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست
پیشگاه کرمت عرصه ی جولان ها نیست
از کرامات فراوان تو خوبان ماتند
این همه حسن در اندیشه ی انسان ها نیست
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
نوه ی دختری و عشق پیمبر بودن
دختر دومیِ حضرت حیدر بودن
صدق الله العلی نام پدر بود و چنین
آیه ی چارمی سوره ی کوثر بودن
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
بانو زبانزد است حیایی که داشتی
تاریخ ثبت کرده وفایی که داشتی
نازل شود به وحی خدا مدح وصف تو
با آن مقام پیش خدایی که داشتی
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
در علم و فضیلت و ادب دریایی
در عصمت و صبر و حلم بی همتایی
سجاده ی تو شمیم کوثر دارد
تو آینه ی حقیقی زهرایی
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
ای مقامت فراتر از مریم
ای شکوهت رساتر از حوا
ام کلثوم خواهر زینب
عصمت الله دوم زهرا
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
باید به فکر قافیه های جدید بود
در شهر غمزده به هوای امید بود
باید به مثنوی پر و بال عقاب داد
شوری برای خلقت یک انقلاب داد
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
بر لب ساحلی که جا ماندم
شادم از این که که کشتی ام آمد
باید امشب به آسمان بروم
چون که ماه بهشتی ام آمد
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
مهر تو خار نخل هایم را رطب کرد
ما را گدای اول ماه رجب کرد
آقای من مهر تو را واجب نوشتند
یعنی تو را بر غیر تو غالب نوشتند
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
گلشن توحید ، آباد امام باقر است
مرغ دل در هر نفس یاد امام باقر است
در تجلّی نور ارشاد امام باقر است
شادی اجداد و اولاد امام باقر است
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
خشکی ام رفت و وصل دریا شد
سردی ام رفت و فصل گرما شد
فارغم از خودم خدار را شکر
آسمانی شدم خدا را شکر
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
سرچشمه ی تمامی اندیشه های ناب
دانش پژوه مدرسه ی عشق بوتراب
اوصاف پاکتان چقدر بی نهایت است !
یک خط ز مدحتان شده موضوع صد کتاب
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
السلام ای دلیل کَرَّمنا
ای به عالم امام ، آمَنّا
به مسلمانیِ خودت سوگند
طاعتت واجب است ، سَلَّمنا
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
حرفی نزن از تشنگی دریا رسیده
از بی پناهی ها مگو مأوی رسیده
پیغمبر آمد خیر نازل شد از آن پس
فیض مدام از عالم بالا رسیده
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
یک سبد یاس در بغل دارم
آسمانی پر از غزل دارم
غزل از جنس لیلی و مجنون
مثنوی های بی مثل دارم
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
وقت عشق است چشم تر بدهید
شمع ها مژده ی سحر بدهید
کار دل گیر یک نگاه شماست
بر مناجات من اثر بدهید
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
صحبت از عاشقی و عشق جگر می خواهد
دم زدن از لب معشوق شِکر می خواهد
بال در بال مَلِک دور مَلَک چرخ زدن
نظر حضرت حق ، همّت پَر می خواهد
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
عشق آمد و مقابل من دفتری گشود
مرغ دلم بهانه گرفت و پری گشود
بال و پری زدم به بلندای آسمان
از لطف خود خدای کریمان دری گشود
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
موّاج می شویم و به دریا نمی رسیم
پرواز می شویم و به بالا نمی رسیم
این بال ها شبیه وبالند ، ابترند
وقتی به سیر عالم معنا نمی رسیم
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
ای پنجمین امام ، یا باقرالعلوم
بر رفعتت سلام ، یا باقرالعلوم
بر علم مصطفی باب تو بود باب
و آن خانه را تو بام ، یا باقرالعلوم
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
مه رجب ، مه تسبیح ، ماه صدق و صفاست
مه نماز ، مه روزه ، ماه ذکر و دعاست
مه عبادت پروردگار حیّ ودود
مه محمد و ماه علی ، مه زهراست
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
باز هم طبع دل شکوفا شد
بزم عشق و طرب مهیا شد
مردی آمد ز خانواده ی نور
مهر او در دل همه جا شد
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب
دلم پر مى زند امشب براى حضرت باقر
که گویم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر
ندیده دیده ى گیتى به علم و دانش و تقوا
کسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر
جهت دریافت کامل مراسم " ولادت حضرت امام باقر علیه السلام " به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید
