خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آسمان با بهشت موعودش پیش ما کربلا نخواهد شد

قلبمان راه عشق را بلد است ، از تو هرگز جدا نخواهد شد

کاش دریا شود دلم شاید کم نیارم غمت که می آید

کاش ... اما خودم که می دانم باز این درد جا نخواهد شد

مسافر کربلا

014

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


گاهی که غافلی ز خودت می روی ز یاد 

گاهی نسیم می کشدت سمت گردباد

گاهی خودت به حال خودت چشم می زنی

باید از این به بعد بخوانی " و ان یکاد " 

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


با نفی عشق ، مرجع اعلم نمی شوید

در جهل خویش مانده و آدم نمی شوید

تا آن زمان که دور از این خانواده اید

سستید در عقیده و محکم نمی شوید

مسافر کربلا

04

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر وقت حرف دیدن یار است لن هم هست

دل کندن از دلبستگی ها ، از وطن هم هست

گفتم همه جمعند شاید جاى من هم هست

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


قوام مکتب عشق است از قیام حسین

صفای خاطر اهل ولاست نام حسین

قیام کرببلا داده درس آزادی

به هر که پیشه ی خود می کند مرام حسین

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مظلب


گرفته اند اجازه دم اذان با هم

بنا شده که فدایش کنند جان با هم

میان معرکه چون ذوالفقار می‌ مانند

اگر یکی بشوند این دو نوجوان با هم

مسافر کربلا

008

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ما داغ زخم بر دل مرهم گذاشتیم

یعنی محل به مرهم خود کم گذاشتیم

آن را که راه جنت روی تو را گرفت

نام شریف حضرت آدم گذاشتیم 

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


به عشق روی تو این روزها جوان شده ام

همان که خواست دل خوب تو همان شده ام

از این به بعد خودم اشک روضه ات هستم

ز بس که نام تو را از برم ، روان شده ام

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در دل زخمی خود درد نهانی دارم

دیده ی خون شده و اشک فشانی دارم

در همین شهر خودم فاتحه ام را خواندم

بی کسم در دل شب فاتحه خوانی دارم

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دوباره چشم کبودم اسیر شبنم شد

صدای هق هق و اشکم دوباره توأم شد

بهشت روی زمینم تو بودی و رفتی

از آن به بعد دگر زندگی جهنم شد

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


خیزران و بوسه بر دندان و لب ها خوب نیست

ما عزاداریم ، این بزم و طرب ها خوب نیست

در مذاق من که عطر سیب را حس کرده ام

بوی تند و تیز این ماءالعنب ها خوب نیست

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ماه رویم یک شبه گردید با شب آشنا

تار و پودم شد به وضع نامرتب آشنا

رانده از شهر و بیابانم در این وادی ، که شد

پای با خار و جگر با نیش عقرب آشنا

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


به هر کویر ترک خورده ، چشمه ای ... رودی

برای خاطر گل ها دمی نیاسودی

تویی که وعده ی پیغمبران دنیایی 

عصاره ی صحفی و زبور داوودی

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


عکس تو در رود باید قبله ی گل ها شود

دست هایت پایه های سنگی پل ها شود

می شود با گرمی ات از تخمِ سی مرغ رها

پر کشد مرغی که سیمرغ تغزل ها شود

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


سلام رسم هدایت ، سلام  راه نجات

طنین آیه ی غیرت ، سلام آب حیات

تو شعر ناب خدایی به واژه های بلا

و من سه نقطه ی اشکم چکیده از کلمات ...

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ای غم قشنگ تو آبروی جمعه ها

یک قدم نیامدی باز سوی جمعه ها

جمعه که نیامدی مستی از سرم پرید

ای شراب کهنه ات در سبوی جمعه ها

مسافر کربلا

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر شب دعای ماست برای ظهورتان 

ای قله های عاطفه ، سرشار نورتان 

غیبت ز سمت ماست نه تو ، ای حضور محض 

کاری نمی کنیم برای ظهورتان

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


اهل همین حوالی ام ، از شهر سیب ها

چشم انتظار،  مثل تمام غریب ها

این سال ها بدون تو از دست رفته ام

از دست روزگار فراز و نشیب ها

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


با این که روضه خوانم و می خوانم از شما

فهمیده ام که هیچ نمی دانم از شما

یا ایها العزیز ! ذلیل معاصی ام

باید ز شرم چهره بپوشانم از شما

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


کشته ی اشک است و در چشم ترش خونریزی است

دشمنی دارد که کار خنجرش خونریزی است

" کربلا شش دانگ ملک شخصی او بود و هست " 

ملک شاهی که درون کشورش خونریزی است

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر چند که عاصی شدم  و دورم از این در

باز آمدم و در پی یک فرصت دیگر

دلتنگ توام آمده ام تا که بگویم :

بیرون شدنی نیست غم عشق تو از سر

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گریان ماند

دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند

دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما

پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در ره وصلت به پای صد نفر پیچیده ام

عاشقم ، تا آسمان بر هر شجر پیچیده ام

بر سرم عشق آمد و آشفته شد دستار من 

عاقلی بنگر که بر سر دردسر پیچیده ام

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


عشاق اگر مکاشفه ی مو به مو کنند

اول قدم ز آینه باید وضو کنند

در شوره زار نیز گهی می دمد گُلی

شاید تورا به دیده ی من جستجو کنند

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از بس که مد رنگ در آهم کشیده است

از دوده ام به خلق شکایت دویده است 

خون موج می زند به دل داغ دیده ام

اشکم به آفتاب قیامت چکیده است

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شده وقت علی گفتن ، سرِ دیوانه آوردم

لبم را سوی این باده چه بی صبرانه آوردم

اگر میزان علی باشد ، عمل هرگز ندارم من

فقط بارِ محبت را به روی شانه آوردم

مسافر کربلا

013

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بگویید با دل که دلبر علی ست

بگویید با سر که سرور علی ست

بگویید قند مکرّر علی ست

و از هرچه گفتند بهتر علی ست

به قرآن ، که ساقی کوثر علی ست

مسافر کربلا

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


باید از جهلِ عدو تدبیر را بیرون کشید

از نماز و حجّشان تکفیر را بیرون کشید

یک نگاهی هم به بطن بای بسم الله کرد

از دلِ آیات حق تفسیر را بیرون کشید 

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از مقام یا صنم پر می کشد تا یا صمد

بت پرستی که ز بوی عشق می گیرد مدد

مسلم و کافر ندارد ؛ نام مولایم علی

مثل اکسیری نهفته در دل هر خوب و بد

مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


کار من نیست که بنشینم و املات کنم

شان تو نیست که در دفترم انشات کنم

عین توحید همین است که قبل از توبه

باید اول برسم با تو مناجات کنم

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما