خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۲۸۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «غزل» ثبت شده است

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


سر را ز خاک حجره اگر بر نداشتی

تو رو به قبله بودی و خواهر نداشتی

خواهر نداشتی که اگر بود می شکست

وقتی که بال می زدی و پر نداشتی

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


عده‌ ای بی سر و پا دور و برش خندیدند 

پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند  

مادری بود و جوان‌ مرگ شد و آخر کار 

همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند 

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


عشق رسوایی محض است که حاشا نشود

عاشقی با اگر و شاید و اما نشود

شرط اول قدم آن است که مجنون باشیم

هر کسی در به در خانه ی لیلا نشود

مسافر کربلا

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


عشق یک سینه ی پر از آه و یک دل بی قرار می خواهد

خواب راحت برای عاشق نیست عاشقی حال زار می خواهد

دیدن یار گرچه شیرین است نیست عاشق کسی که خودبین است

حرف عشاق واقعی این است هرچه میل نگار می خواهد

مسافر کربلا

013

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


اگر تو را نداشتم ، بدان خدا نداشتم

آری خدا نداشتم ، اگر تو را نداشتم

نبود اگر کرامتت ، نبود اگر طبابتت

هزار درد داشتم ولی دوا نداشتم

مسافر کربلا

017

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


تا زنده ایم شور حسینی شعار ماست

این سبک زندگی سند افتخار ماست

ما انتخاب مادر قامت خمیده ایم

فردا بهشت فاطمه در انتظار ماست

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ای علمداری که دستت بوسه گاه مرتضاست

افضل الاعمال حیدر بوسه بر دست شماست

اقتدا بر مرتضی کردند جمع اهل بیت

دست تو سرشار از عطر نسیم بوسه هاست

مسافر کربلا

008

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ابروانش مثل دو بال پرستو در هم است

این که می آید چرا این قدر ابرو در هم است

گونه های آبدار و زلف در دست نسیم

شاخه های بیدمشک و آلبالو در هم است

مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دنیا شنید آه نیستانی تو را

بر نیزه دید آینه گردانی تو را

موج نسیم غمزده حس کرد - مو به مو -

بر اوج نیزه عمق پریشانی تو را

مسافر کربلا

008

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


من گریه می کنم که مصفّا کنی مرا

مانند قطره راهی دریا کنی مرا

گرچه برای روضه ی تو کم گذاشتم

دارم امید این که تماشا کنی مرا

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از کریمان سنگ می خواهیم ما ، زر می رسد

در حرم از آنچه می خواهیم بهتر می رسد

لطف و احسان کریمان را شمردن مشکل است

وقت احسان پشت آن احسان دیگر می رسد

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


جام ها بی تاب از رزقِ شراب و باده اند

صحن ها بهر حضور سائلان آماده اند

با امید وصلِ این جنت تقلا می کنند

ذره هایی که میان راه ، بین جاده اند

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


تا یوسف اشکم سر بازار نیاید

کالای مرا هیچ خریدار نیاید

در سوز جگر مصلحت ماست که ما را

غیر از جگر سوخته در کار نیاید

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در حرم لب بر لب پیمانه باشد بهتر است

شمع دورش چند تا پروانه باشد بهتر است

 بهتر آن که از در هر خانه نومیدم کنند

دل اگر با غیر تو بیگانه باشد بهتر است

مسافر کربلا

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


وقتی در این طریق دویدن به من رسید

بینِ همه تو را طلبیدن به من رسید

از راه هر زمان که رسیدی به من برس

حالا که قرعه ی نرسیدن به من رسید

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دم نمی‌ فهمد دمی هم بازدم را هیچ‌ وقت 

مردم بی‌ غم نمی‌ فهمند غم را هیچ‌ وقت 

چشم وا کردیم محو گنبدت بودیم باز

ما نفهمیدیم این نوع از کرم را هیچ‌ وقت 

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دست ما نیست به چشم تو گرفتار شدیم

همه اش کار خودت بود خریدار شدیم

خواب دیدیم که تو آمده ای اما حیف

صبح شد با جگر سوخته بیدار شدیم

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


همچو گیسوی کمند خویش بر بادم بده 

یا مرا خاموش کن یا اذن فریادم بده  

یا همین‌ گونه قبولم کن که گردم عاشقت

یا بیا و راه و رسمِ عاشقی یادم بده 

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


مطلع شعر اگر شاه خراسان باشد

واژه باید همه جا دست به دامان باشد

لطف این شاه گدا را سر و سامان داده است

پس غمی نیست اگر زلف پریشان باشد

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از سوز زهر آب شد از پای تا سرم

با اشک هم قدم شده ساعات آخرم

پایم به سوی قبله ، لبم غرق خون شده

دیگر رمق نمانده به اعضای پیکرم

مسافر کربلا

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


به کجا برم سر خام خود که به شعله‌ ای بخرد مرا

به کجا کشم لب خام خود که به عالمی ببرد مرا

به خدا که او نرود ز دل به فسون مردم منفعل 

نرود برون همه ز آب و گل ، چه کُشد مرا چه کِشد مرا

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


باید که از زمین و زمان دلبری کنی

نامت نهاده اند علی ، سروری کنی

پروانه ی دلم به تمنای شعله ات

بالش گشوده است که خاکستری کنی

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


می ایستم امروز خدا را به تماشا

ای محو شکوه تو خداوند سراپا

ای جان جوان مرد به دامان تو دستم

من نیز جوانم ، ولی افتاده ام از پا

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بازآ که مرا بی تو نه روز است و نه سال است

ای ماه ، مرا هفته ی بی دوست وبال است

یک مرحله از سیر جنون نیز خموشی است

بگذار بگویند که مجنون تو لال است

مسافر کربلا

008

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از همان روزی که زلف یار را کج ساختند

ذوالفقار این تیغ معنادار را کج ساختند

زلف یار در حجاب و ذوالفقار در نیام

علتی دارد که این آثار را کج ساختند

مسافر کربلا

011

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


سرنوشت ما گره خورده به گیسوی علی

از ازل چرخانده دل ها را خدا ، سوی علی

او مع الحق گفت و از آن روز ما را می‌کُشند

دار ما خرما فروشان حلقه ی موی علی

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از جلوه ی جمال تو باران درست شد

از خشم تو ، جلال تو ، طوفان درست شد

ته مانده ی گِل تو شده ابتدای من 

از خاک تو حقیقتِ انسان درست شد

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


سفره ی احسانتان تا این که برپا می شود

لفظ شیعه با کرامات تو معنا می شود

در بساط واژه های ذهن خود دنبال عشق

هر چه می گردم فقط نام تو پیدا می شود

مسافر کربلا

011

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شد ز نام دگران گرچه مُکَدَر گوشم

خورد از نام علی قند مُکَرر گوشم

هر کسی نام تو را بُرد شنیدم به دو گوش

می برد فیض زبان را دو برابر گوشم

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دنیای با حضور تو دنیای دیگری است

 روز طلوع سبز تو فردای دیگری است

بوی بهشت می وزد از کوچه باغ ها

 خاک زمین بهاری گل های دیگری است

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما