خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۱۴ مطلب با موضوع «اهل بیت علیهم السلام :: قاسم بن الحسن علیه السلام» ثبت شده است

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بی زره رفت به میدان که بگوید حسن است

ترسی از تیر ندارد زره اش پیرهن است

بند نعلین اگر پاره شود باکی نیست

داغی خاک برایش همه مثل چمن است

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شکن در شکن

شده یاس گیسوی من یاسمن

به تفسیر نور

منم شمع ، نه ، ماه این انجمن

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر دو عالم به مدار نظرش می گردد

قبله ی دل متمایل به درش می گردد

وارث آل کریمان ، عسل بن الحسن است

شرح " احلی " ز لب نیشکرش می گردد

مسافر کربلا

020

جهت دریافت کامل مراسم " روز شانزدهم صفر بیت الرضا " به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 


مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بین میدان قاسم است یا ماه تابان آمده؟!

سیزده ساله ترین پیرِ جوانان آمده 

بس که با هیبت رسیده من نفهمیدم دگر

یک تنه او آمده یا کل گردان آمده؟! 

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شد مقدر که شود جامْ  حسن ، باده حسین

بنویسند حسن خوانده شود ساده حسین 

کربلا هست همان انک بالواد حسن

یا بقیع است همان خطه ی آباد حسین

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


نوجوان قبیله ی خورشید

عالم دَهر مکتب توحید

آمده نیزه ی جمل در دست

سیزده شیشه ی عسل در دست

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آمد از خیمه برون نور چشمان حسن

صورتش پاره ی ماه ، پاره ی جان حسن

نوگل فاطمه و سرو بستان حسن

مرد میدان حسین شیر میدان حسن

چهره اش خورشیدی است ز شبستان حسن

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ای عمو ! تنها امیدم در رهت ترک سر است

مرگ در راه تو بر من از عسل شیرین تر است

گرچه می دانی یتیمم ، اذن میدانم بده

فرض کن این سیزده ساله علیّ اکبر است

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


همان وقتی که عمو بر تنت ردایت کرد

همین که بال گشودی پسر صدایت کرد

گره به بند نقابت زد و میان حرم

پس از دو بوسه به پیشانیت دعایت کرد

مسافر کربلا
001
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب

بی تو در بین حرم بانگ عزا افتاده

" وای قاسم " ، عوضِ " وا عطشا " افتاده

چاره ای کن که نمانند به روی دستم

عمه ات از نفس و نجمه ز پا افتاده

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما