خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۱۱ مطلب با موضوع «شاعران :: استاد محمد علی مجاهدی» ثبت شده است

013

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


غم به دل آموختم تا بلکه غمخوارش شوی

شیشه ی دل را شکستم تا خریدارش شوی

در غمت بیمار شد دل تا پرستارش شوی

بر سر بالین من بنشینی و یارش شوی

مسافر کربلا

019

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


چون بر او خصم قسم خورده‏ ی دین ، راه گرفت 

 بانگ برداشت مؤذّن که : رخ ماه گرفت ! 

 چشم هستی نگران است که این واقعه چیست ؟! 

 وان که دامن زده بر آتش این فاجعه کیست ؟! 

مسافر کربلا

017

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


به دعا دست خود که بر می ‏داشت 

 بذر آمین در آسمان می‏ کاشت 

به تماشا ، ملَک نمازش را 

 نردبانی ز نور می ‏پنداشت 

مسافر کربلا

016

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


تا عقیق است و تا یمن باقی ‏ست 

 رگه‏ هایی ز خون من  ، باقی‏ ست ! 

خون من ، این زلال جاری سرخ 

 در دل لعل ، موج زن باقی ست 

مسافر کربلا

015

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


باز کن بر روى من آغوش جان را اى بقیع

تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع 

خاکى اما برتر از افلاک دارى جایگاه 

در تو مى ‏بینم شکوهِ آسمان را اى بقیع 

مسافر کربلا

014

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


رفتی و زینب تو می ماند 

 خط تو ، مکتب تو می ماند 

بر کف زینب ، این زبان علی 

 رشته‏ ی مطلب تو ، می ماند 

مسافر کربلا

022

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


مبادا باغبانی در بهاران 

خزانِ نخل بارآور ببیند

مبادا در بهار زندگانی 

که نخلی ، چیده برگ و بر ببیند

مسافر کربلا

013

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


باغ از یک سو در آتش ، خرمن گل یک طرف

غنچه ى نشکفته یک سو ، دامن گل یک طرف

مى زند آتش به جان بلبل حسرت نصیب

غارت گلچین ز یک سو ، چیدن گل یک طرف

مسافر کربلا

012

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


چنان در آتش کین سوخت گلچین ، خرمن گل را

که از بلبل ربود آرام و از دل ها تحمّل را

مدینه ! باغبان را گو به باغ گل چه مى آیى

که مى بندند پیش دیده ى گل ، بال بلبل را

مسافر کربلا

011

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


مخزن سِرّ خدا را چو عدو سینه شکست 

 آه برخاست بر افلاک که ، آیینه شکست ! 

این همان آینه ‏ی غیب نمای ازلی ‏ست 

 که در او شعشعه‏ ی نور نبیّ است و ولی ست 

مسافر کربلا

016

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


کربلا را می ‌سرود این بار ، روی نیزه‌ ها

با دو صد ایهام معنی‌ دار ، روی نیزه‌ ها

نینوایی شعر او از نای هفتاد و دو نی

مثل یک ترجیع شد تکرار ، روی نیزه‌ ها

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما