خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۹۷ مطلب با موضوع «اهل بیت علیهم السلام :: حضرت محمد صلی الله علیه و آله» ثبت شده است

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


به فرض این که قلم داشت تاب جولانش

قوای واژه چگونه شود غزل خوانش ؟

بیان ناقص ما نیست در خورش وقتی

به او سلام فرستاده حیّ سبحانش

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


من که جبریل نیستم بانو

از تو گفتن برای من سخت است

کار هر کس نبود کار تو بود

مادر فاطمه شدن سخت است

مسافر کربلا

02

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


حق ، تو را تنها نه بر پیغمبری مبعوث کرد

در حقیقت بهر دل ها دلبری مبعوث کرد

پرتو حُسن تو در بازار گرم دلبری

یوسفان را در لباس مشتری مبعوث کرد

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


تا هست خدا نام تو برجاست یقیناً

بر دامن تو دست گداهاست یقیناً

در کشور ما اسم تو در صدر اسامى است

چون نام " محمّد " شرف ماست یقیناً

مسافر کربلا

02

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


از این مولود فرّخ پی هزار و چارصد سال است

زمین دور خودش می گردد و بدجور خوشحال است

فقط این جمله در تایید میلاد نبی کافی ست

که شیطان از نزولش تا همیشه ناخوش احوال است

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ابر بارانی من گریه کمی کم تر کن

دختر عاطفه ام رحم به پیغمبر کن 

به خدا پُر شده پیمانه ی من باور کن 

نظری بر من و احوال من مضطر کن 

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شهر مدینه صحنه ی صحرای محشر است

باور کنیم عمر جهان رو به آخر است

ملک خدای عزوجل خیمه ی عزاست

کی صاحب عزاست ؟ خداوند اکبر است

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب 


در حسینیه ی جبین روضه است

خط به خط گریه ، چین به چین روضه است

آسمان گریه کرده بالاخره

هر شبی را که در زمین روضه است

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


خداوند از اضافی گل تو ساخت انسان را

و بر قلب تو نازل کرد یک شب کل قرآن را 

تویی اصل اصول دین و ایمان دارم ای آقا

که معنا می کنند عشاق با مهر تو ایمان را

 

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


زل میزند با چشم های تر به مادر

هِی فاطمه  در لحظه ی آخر به مادر

سرمایه اش را داد پای دین خدیجه 

پس در قبالش هدیه شد کوثر به مادر

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


اسلام را هر جور می شد یاوری کردی

همراه پیغمبر شدی و رهبری کردی

مهرت نه تنها در دل پیغمبر افتاده

بلکه تو حتی از خدا هم دلبری کردی

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


والا مقام ! ای مادر زهرا خدیجه

مادربزرگ زینب کبری خدیجه

خرج خدا شد ثروتت یکجا خدیجه

کوری چشم شور بعضی‌ ها خدیجه

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بالاتر از بالایی و بالانشینی

هر چند با ما خاکیان روی زمینی

شایسته ی وصف زبان کردگاری

نه درخور توصیف های این چنینی

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


زمان مدح تو شد ای ملیکه ی مکه

برای مدحت تو آیه ها به صف شده اند

غزل برای تو چون کم سروده ام حالا

برای شعر تو آرایه ها به صف شده اند

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


روز نخست مظهر ذات خدا شدی

یعنی که برگزیده شدی ، مصطفی شدی 

یا أیّها المُدثّر و یا أیّها الرّسول

یا أیّها المُزمّل قرآن ما شدی 

مسافر کربلا

03

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


نور تو گر نبود مسلمان نمی شدم

بر سفره ی کریم تو مهمان نمی شدم 

لطف محمدی تو بر من مقام داد

ورنه ز نسل حضرت سلمان نمی شدم 

مسافر کربلا

02

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


به روح مرده ی این واژه ها که می باری

دوباره جان قلم را به وجد می آری

چگونه وصف کنم ساحت بزرگت را

میان این همه مضمون سهل و تکراری

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آن که رخساره ی او رنگ محبّت دارد

نور توحید بود آن چه به طلعت دارد

بی وضو جن و ملک نام نکویش نبرند

نام او نزد خدا عزّت و حُرمت دارد

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بانگ تکبیر ز امواج فضا می آید

گوش باشید که آوای خدا می آید

بوی عطر از نفس باد صبا می آید

نفس باد صبا روح فزا می آید

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بى خانه زیر سایه ی دیوار خوش ترست

دیوانه بین کوچه و بازار خوش ترست

از هر چه بگذرم سخن یار خوش ترست

یعنى کلام حیدر کرار خوش ترست:

من عاشق محمدم و جار می زنم

مسافر کربلا

022

جهت دریافت کامل مراسم " ولادت حضرت محمد و حضرت امام صادق علیهما سلام " به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 

مسافر کربلا

024
جهت دریافت کامل مراسم " ولادت حضرت محمد و حضرت امام صادق علیهما سلام " به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 
مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


عرش را در زیر پا داری و بالا می روی

صبح و ظهر و شب که تا آغوش زهرا می روی  

گفتی از مسجد دری را رو به زهرا وا کنند

این چنین از منبر ساحل به دریا می روی  

مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


لب نگار که باشد رطب حرام بود

زمان واجبمان مستحب حرام بود

فقیه نیستم اما به تجربه دیدم

بدون عشق ؛ مناجات شب حرام بود

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در آسمان چشم تو رأفت گذاشتند

آثاری از طلوع محبت گذاشتند

با خلقت تو ای همه ی آبروی خلق

منّت سر اهالی خلقت گذاشتند

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


سکوت عقربه ها را زمان به وجد آمد

حضور سبز تو را آسمان به وجد آمد

قدم گذاشتی آهسته در دل دنیا

جهان به شوق در آمد، جهان به وجد آمد

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


تیغ ابرویت غزل را در خطر انداخته

پیش پایت از تغزل بس که سر انداخته

 مرد این میدان جنگ نابرابر نیستم

تیر مژگانت ز دست دل سپر انداخته

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر عاشقی ست در طلبت أیها الرّسول

اَلجَنَةُ لَهُ وَجَبَت أیها الرّسول

عالم هنوز تشنه ی درک حضور توست

أرض و سماست در طلبت أیها الرّسول

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما