خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۶۴ مطلب با موضوع «اهل بیت علیهم السلام :: امام حسن علیه السلام» ثبت شده است

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


نا جوانمردان از اینجا صحن را برداشتند

کاش می گفتند گنبد را چرا برداشتند

زائری آمد کنار قبر آقایش نشست

با کتک او را ز قبر مجتبی برداشتند

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


رنگ سپید ؛ رنگ حنای سرت شده است

لب بسته ای و خون دلت ساغرت شده است

خطبه بخوان به رقص درآور کلام را

نهج البلاغه مشتری منبرت شده است

مسافر کربلا

008

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آن که سائل از عطایایش تحیر می کند

غربت و غم سینه اش را روز و شب پر می کند

می رود مسجد به منبر سَبّ حیدر می کنند

بین کوچه می رسد با خود تفکر می کند

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


باید دوباره خیمه ی غم دست و پا کنیم

پرچم ، کُتل ، کتیبه ، علم دست و پا کنیم

بعد از دو ماه گریه به ارباب بی کفن

اشکی برای شاه کرم دست و پا کنیم

مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


تو یک نفس کشیدی و دم آفریده شد

با راه رفتن تو قدم آفریده شد

خالق نشسته بود که مدح تو را کند

اینجا گمان کنم که قلم آفریده شد

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


حسن یکی ست ، کس دیگری حسن نشود

کسی به غیر حسن ، جان " پنج تن " نشود

چه وقت صلح ، چه وقت قیام ، در هر حال

کسی به جز تو امام هُمام من نشود 

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


همیشه از همه دور و برش اذیت شد

هم از غریبه هم از لشگرش اذیت شد

غریبه ها که به جای خود ، این امام غریب

چقدر از طرف همسرش اذیت شد

مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


حسین گفتم و شد سینه بی قرار حسن

برای این که حسین است سوگوار حسن

محرم و صفر اندوهگین غربت او

دو چشم علقمه گریان و اشکبار حسن

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بو می کشم ایام تو را ، باید از اخلاق

یک تکه ی تاریخ معطر شده باشد

ای حوصله ی محض چه تشبیه سخیفی است

با حلمت اگر کوه برابر شده باشد 

مسافر کربلا

002

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


حق از زلال چشم تو ساغر درست کرد

ازخاک پای تو دُر و گوهر درست کرد

ته مانده ی پیاله ی آب تو را گرفت

تا سلسبیل و چشمه ی کوثر درست کرد

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


دوست داریم اگر سر به سما بگذاریم

باید اول به سر کوی تو پا بگذاریم

صید کردی دل ما را به نگاهی کافی ست

سر کجا باید از آن زلف رها بگذاریم

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


حک شده بر عرش اعلی ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین

بهترین آقای دنیا ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین

"عِزَّةُ لِلَّهِ" یعنی که خداوند عزیز

عزتت داده است آقا ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب 


ای بنده ی رب رحیم آقا حسن جان

یا مَن یُسَمّیٰ بالکریم آقا حسن جان

تنها صراط مستقیم آقا حسن جان

ارباب مایی از قدیم آقا حسن جان

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


در ساحل زیبای دو دریاست ظهورت

ای هر دو جهان مست تو و ساغر نورت

افطارِ علی بوسه‌ ای از جام دو چشمت

کوثر سر ذوق آمده از مستی و شورت 

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


فدای جود کسی که هر آنچه را بخشید

فقط به خاطر خشنودی خدا بخشید

از ابتدا پدرش فکر ما گداها بود

که سفره ی کرمش را به مجتبی بخشید

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بوی بهشت می وزد از بین موی تو

شهر مدینه پر شده از عطر و بوی تو

دیوانه ی تو هر که شده سر به راه شد

مجنون شدم که سر بگذارم به کوی تو

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ما سِوی شد سائل دست کریم

هستی ما هست از هستِ کریم

نیمه ی ماه خدا حس می کنم

بر سر خود گرمی دست کریم

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آیت عظمی علیّ و محشر کبری حسن

عالی و اعلا علیّ و والی و والا حسن

حبل محکم مرتضی و بهترین دم مجتبی

عروة الوثقی علیّ و واژه ی زیبا حسن

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


کسی که در شجاعت داستانی چون جمل دارد

بگو ضرب الاجل اصلا چه ترسی از اجل دارد

کسی که حاتم طایی مریدش بوده قبل از او

کسی که در کریمی سبقه از روز ازل دارد

مسافر کربلا

003

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


همدم یار شدن دیده ی تر می خواهد

پیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد

عاشقی کار دل مصلحت اندیشان نیست

قدم اول این راه جگر می خواهد

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


ما را گدایانِ کریمان می نویسند

گرد و غبارِ راه ایشان می نویسند

هرجا که آقایانِ خلقت سفره دارند

ما را فقیر لقمه ای نان می نویسند

مسافر کربلا

007

جهت دریافت فایل های صوتی به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید 

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


حس این جمله چه زیباست : حسن را عشق است

 نقش بر عرش معلاست حسن را عشق است 

 مادرش فاطمه بی تاب حسین است ولی

 ذکر روی لب زهراست حسن را عشق است 

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بخشش و جود و کرم در انحصار مجتبی ست

گردش مهر و ملک دور مدار مجتبی ست

خانه اش مهمان سرای مردم بیچاره بود

نان گرم و روی خوش اینها شعار مجتبی ست

مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


جنگ با زهر چون که تن به تن است

اثرش مستقیم بر بدن است

زهر در واقع اولین اثرش

روی هر فرد ، خشکی دهن است

مسافر کربلا

005

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بس که در مرتبه والاست کسی شک نکند

نوکر خانه اش آقاست کسی شک نکند

گفت از حُسن حَسن تا به خدا راهی نیست

جاده ی عشق مهیاست کسی شک نکند

مسافر کربلا

006

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر نفس هوهوی تیغت سبقت از طوفان گرفت

محتضر از عطر نان سفره ی تو جان گرفت

گندم ری هم برای توست ، نه فرزند سعد

این چنین عبدالعظیمت خانه در تهران گرفت

مسافر کربلا

007

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب

 

گنبد ندارد

نام و نشانی بر روی مرقد ندارد

ای گریه کن ها!

سنگ مزار و پرچم گنبد ندارد

مسافر کربلا

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


فدای جود کسی که هر آنچه را بخشید

فقط به خاطر خشنودی خدا بخشید

از ابتدا پدرش فکر ما گداها بود

که سفره ی کرمش را به مجتبی بخشید

مسافر کربلا

009

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


انقطاع تو زِ هر سوز و گدازت پیدا

فاطمی بودنت از عشوه و نازت پیدا

سر سجاده ی تو گوشه ای از عرش خداست

سیر عرفانی ات از حال نمازت پیدا

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما