خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

به عشق یل جمل حضرت حسن بن علی علیه السلام

 آپارات خیمه
خیمه - پایگاه تخصصی اشعار آیینی

این دشت با اراده ی زینب اداره شـد
در دست جبر اوست همه اختیارها

تاسیس وبلاگ
18 شهریور 1392

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۱۰۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مناجات با حضرت امام حسین علیه السلام» ثبت شده است

001

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


بهشت حضرت پروردگار بسته نشو

مسیر کرب و بلای نگار بسته نشو

تمام هستی عالم ، حسین و کرب و بلاست

تمام هستی و دار و ندار بسته نشو

مسافر کربلا

05

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


هر که باشد در دلش حال و هوایت بیشتر

گریه خواهد کرد بین روضه هایت بیشتر

گرچه عمری سائل لطف و مرامت مانده ام

می شوم شب های جمعه من گدایت بیشتر

مسافر کربلا

حسین36

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


وقتی که حول محور تو سینه می زنیم

یعنی فقط به خاطر تو سینه می زنیم

این سینه زن شدن همه اش لطف فاطمه ست

پس ما به اذن مادر تو سینه می زنیم

مسافر کربلا

022

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شور به پا می کند خون تو در هر مقام

می‌ شکفم بی صدا در خود هر صبح و شام

باده به دست تو کیست ؟ طفل جوان جنون

پیر غلام تو کیست ؟ عشق علیه السلام

مسافر کربلا

014

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


زندگی چیز دیگری شده است ، تا به نامت رسیده ایم حسین !

عشق سوغاتِ کربلاست اگر مزه اش را چشیده ایم حسین !

هر دلی را به دلبری دادند ، هر سری را به سَروری دادند

ما که هر وقت گفته ایم خدا ، از خدایت شنیده ایم : حسین !

مسافر کربلا

022

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


کلیم بی کفن کربلای میقاتی

خلیل بت شکن کعبه ی خراباتی

 چه فرق می کند آخر به نیزه یا گودال ؟

 همیشه و همه جا تشنه ی مناجاتی

مسافر کربلا

008

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


گریه بود اولین صدا ، آری ! روز اول که چشم وا کردیم

صاحب اشک ! اسم پاک تو را با همان اشک‌ ها صدا کردیم

شیر می‌ داد مادر و فکرش پیش شش ماهه‌ ی تو بود انگار

شیر مادر اگر که کم خوردیم به " علی اصغر " اقتدا کردیم

مسافر کربلا

004

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


شعله می‌ کشد در من عشق آتشین تو

می‌ کشد مرا بویی سوی سرزمین تو

می‌ شود شروع این بار سال هجری عشقی

تا به راه می‌ افتی مست از مدینه تو

مسافر کربلا

008

ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب


آن شب قدر که این تازه براتش دادند

فرصت درک دعای عرفاتش دادند

گفت از : " نون و قسم بر قلم و آنچه نوشت "

جوهر و لیقه و اوراق و دواتش دادند

مسافر کربلا
018
ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب

ما را به نام هیچ کس قنبر نگردان

یعنى غلام خانه ی دیگر نگردان 

معطل کن و چیزى نده ، بگذار باشیم

ما را فقیر این در و آن در نگردان

مسافر کربلا
دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما دريافت کد گوشه نما